به نام خدایی که در این نزدیکیست
و اما بعد...سخنی با عزیزان
حدود یک ماهیه که وبلاگ در حالت نیمچه افلاین به سر میبره و اینجانب نویسنده وبلاگم
بدلیل مشکلاتی و حوادث و بلایای غیر طبیعی! که دچار این بنده حقیر گشت نتونستم براتون عکس های جدیدی اپلود کنم و چنان که افتد و دانی بنده هم هزارپا! نیستم که دستم روی فرمان و  دستی در حال خاراندن سر و دستی هم مشغول تق تق تایپ باشد، البته باید بگویم انگیزه ای هم نداشتم
ولی....(اینجا دیگه قسمت خوبشه)
ازین پس سعی میکنم عکس های بیشتری رو اپلود کنم و شمارو بیشتر مستفیض و مقهور این هنر گرانبها( یعنی عکاس باشی) گردانم
یک حسی به من میگه پاییز شده و ازونجایی که مدرسه ها باز شدن بنده متوجه شدم که 95 درصد از ویور هایمان به تاراج گشت! و بنده نیز با حالی پریشان احوال و ذهنی پریشان و انگشت در دهان دلم به شما عزیز خواننده خوش است و بعد ها خبر رسید که چند تایی هم  در اثر تب و تاب های سکه و ارز! راهب بیمارستان گشتند( ارزوی سلامتی داریم) و کلا می ماند من و شما....( اصلا ولش احساسی شدم بوی زخم و جلز و ولز جیگرم اومد بالا)
القصه ازین پس بیشتر مزاحم احوال شریفتان خواهیم شد (D)
تا هستیم مینویسیم و هستیم و هستیم
الفدا ؛D